فضای فیزیکیِ کافی برای حرکت راحت و بدون ازدحام.
مثالهای طبیعی
There was hardly any elbow room at the table.
سر میز تقریباً هیچ جایی برای تکانخوردن نبود.
The wider desk gives me more elbow room.
میز عریضتر فضای بیشتری برای حرکتکردن به من میدهد.
Could you move over and give me some elbow room?
ممکن است کمی کنار بروی و جا باز کنی؟
نکتهٔ کاربردی
elbow room غیرقابلشمارش است و در املای معیار بهصورت دو کلمه نوشته میشود.
