معنی ۱neutral · 86%
بزرگتر از شخص دیگر، بهویژه در یک خانواده.
مثالهای طبیعی
My elder sister works at a hospital.
خواهر بزرگترم در بیمارستان کار میکند.
Her elder brother moved abroad last year.
برادر بزرگتر او سال گذشته به خارج از کشور رفت.
Both elder daughters inherited the family business.
هر دو دختر بزرگتر کسبوکار خانوادگی را به ارث بردند.
نکتهٔ کاربردی
در مقایسههای معمولی از older than استفاده کنید، نه elder than: My brother is older than me.
