شخصی که طبق قانون حق رأیدادن در انتخابات دارد.
مثالهای طبیعی
Every eligible elector must register before the deadline.
هر فرد واجد حق رأی باید پیش از پایان مهلت ثبتنام کند.
Only half the electors voted in the local election.
در انتخابات محلی، تنها نیمی از افراد واجد حق رأی شرکت کردند.
An elector showed her identification to the polling official.
یک زنِ واجد حق رأی، مدرک شناساییاش را به مسئول شعبهٔ اخذ رأی نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
elector از voter رسمیتر است و بر برخورداری از حق قانونی رأی تأکید میکند، نه لزوماً رأیدادن در عمل.
