معنی ۱formal · 89%
بیانگر اندوه، بهویژه برای شخص یا چیزی ازدسترفته
مثالهای طبیعی
The poem ends on a quiet, elegiac note.
شعر با لحنی آرام و سوگناک پایان مییابد.
Her music grew elegiac as the final scene unfolded.
با پیش رفتن صحنهٔ پایانی، موسیقی او رنگ سوگناکتری گرفت.
These elegiac portraits remember a vanished community.
این پرترههای سوگناک یاد جامعهای ازمیانرفته را زنده میکنند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً برای شعر، موسیقی و اثر هنریِ تأملبرانگیز به کار میرود.
