چیزی را کاملاً حذف کردن، بهویژه یک مشکل، خطر یا عنصر ناخواسته
مثالهای طبیعی
The new guard eliminates a serious safety risk.
محافظ جدید یک خطر جدی ایمنی را از بین میبرد.
Developers eliminated several errors from the program.
توسعهدهندگان چند خطا را از برنامه حذف کردند.
Automation may eliminate unnecessary administrative costs.
خودکارسازی ممکن است هزینههای اداری غیرضروری را حذف کند.
نکتهٔ کاربردی
`Eliminate` از `reduce` قویتر است؛ معمولاً یعنی چیزی را کاملاً از بین بردن.
