توانایی بیان روشن، روان و متقاعدکنندهٔ افکار یا احساسات.
مثالهای طبیعی
Her eloquence held the audience’s attention for an hour.
شیوایی بیان او توجه حاضران را یک ساعت تمام حفظ کرد.
Critics admired the eloquence of his final essay.
منتقدان شیواییِ آخرین مقالهٔ او را تحسین کردند.
He spoke with eloquence about the need for housing.
او دربارهٔ ضرورت تأمین مسکن با فصاحت سخن گفت.
نکتهٔ کاربردی
eloquence دربارهٔ کیفیت بیان است، نه صرفاً طولانی حرفزدن یا استفاده از واژههای دشوار.
