دارای توانایی بیان روشن و متقاعدکنندهٔ افکار یا احساسات.
مثالهای طبیعی
The principal gave an eloquent speech about resilience.
مدیر مدرسه دربارهٔ تابآوری سخنرانی شیوایی ایراد کرد.
She is an eloquent advocate for public libraries.
او مدافع خوشبیان و اثرگذاری برای کتابخانههای عمومی است.
His final essay was more eloquent than his first.
مقالهٔ پایانیِ او از مقالهٔ نخستش شیواتر بود.
نکتهٔ کاربردی
eloquent بر تأثیرگذاری در بیان تأکید دارد، نه صرفاً تلفظ بینقص یا دایرهٔ واژگان گسترده.
