معنی ۱neutral · 88%
در جایی دیگر یا به جایی غیر از مکانی که دربارهاش صحبت میشود
مثالهای طبیعی
The café was full, so we ate elsewhere.
کافه پر بود، برای همین جای دیگری غذا خوردیم.
She found work elsewhere after graduation.
او بعد از فارغالتحصیلی در جای دیگری کار پیدا کرد.
Elsewhere in the building, another meeting had started.
در بخش دیگری از ساختمان، جلسهٔ دیگری شروع شده بود.
نکتهٔ کاربردی
Elsewhere خودش مفهوم مکان یا جهت را میرساند؛ بنابراین to elsewhere نگویید.
