از گرفتارشدن، پیداشدن یا متوقفشدن به دست کسی گریختن.
مثالهای طبیعی
The suspect eluded police for several months.
مظنون چند ماه از دست پلیس فرار کرد و دستگیر نشد.
The rare cat continues to elude researchers.
این گربهسان نادر همچنان از چشم پژوهشگران دور میماند.
The fraud eluded detection until an audit revealed it.
تقلب تا زمانی که حسابرسی آن را آشکار کرد، کشف نشده باقی ماند.
نکتهٔ کاربردی
پس از elude مفعول مستقیماً میآید: elude the police، نه elude from the police.
