معنی ۱neutral · 90%
لاغری شدید ناشی از بیماری جدی یا کمبود طولانیِ غذا
مثالهای طبیعی
The abandoned dog showed signs of emaciation.
سگ رهاشده نشانههای لاغری مفرط داشت.
Emaciation spread during the months of famine.
در ماههای قحطی، لاغری مفرط گسترش یافت.
Doctors noted severe emaciation in the patient.
پزشکان در بیمار تحلیلرفتگی شدید بدن را مشاهده کردند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای پزشکی یا توصیفی برای لاغری آسیبزا است، نه اندام لاغرِ طبیعی.
