از منبعی به بیرون منتشر یا پخش شدن، بهویژه دربارهٔ نور، صدا یا بو.
مثالهای طبیعی
A warm glow emanated from the kitchen window.
نوری گرم از پنجرهٔ آشپزخانه میتابید.
Music was emanating from the empty warehouse.
از انبار متروک صدای موسیقی به گوش میرسید.
Does that strange smell emanate from the vents?
آیا آن بوی عجیب از دریچههای تهویه منتشر میشود؟
نکتهٔ کاربردی
معمولاً لازم است؛ میگوییم a smell emanates from somewhere، نه someone emanates a smell.
