کسی را از کنترل، اقتدار یا محدودیتهای فرد یا نظامی دیگر آزادکردن.
مثالهای طبیعی
The reform helped emancipate people held in slavery.
این اصلاحات به آزادسازی افرادی که در بردگی نگه داشته میشدند کمک کرد.
Activists sought to emancipate workers from oppressive rules.
فعالان میکوشیدند کارگران را از مقررات سرکوبگرانه رها کنند.
The new law emancipated thousands of formerly enslaved people.
قانون جدید هزاران نفر از کسانی را که پیشتر به بردگی گرفته شده بودند، آزاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
emancipate فعلی رسمی است و بهویژه دربارهٔ رهایی از محدودیتها یا اقتدارهای نهادینهشده استفاده میشود.
