معنی ۱neutral · 85%
توده یا دیوارهٔ برآمدهای از خاک یا سنگ که برای پشتیبانی از مسیر یا جلوگیری از سیلاب ساخته میشود.
مثالهای طبیعی
The river embankment protected homes during the flood.
خاکریز کنار رودخانه هنگام سیل از خانهها محافظت کرد.
Our train climbed an embankment outside the station.
قطار ما بیرون ایستگاه از خاکریزی بالا رفت.
Heavy rain weakened several embankments along the highway.
باران شدید چند خاکریز کنار بزرگراه را سست کرد.
نکتهٔ کاربردی
embankment سازهای عمدی یا تقویتشده است، نه هر کنارهٔ طبیعی رودخانه.
