معنی ۱neutral · 90%
دفتر رسمی دیپلماتیک که یک کشور را در کشور دیگری نمایندگی میکند
مثالهای طبیعی
The embassy issued new travel guidance yesterday.
سفارت دیروز راهنمای جدیدی برای سفر منتشر کرد.
She works at the embassy as a legal adviser.
او بهعنوان مشاور حقوقی در سفارت کار میکند.
Several embassies reduced staffing during the crisis.
چند سفارت در طول بحران تعداد کارکنان خود را کاهش دادند.
نکتهٔ کاربردی
سفارت معمولاً نمایندگی یک کشور در پایتخت کشور دیگر است؛ کنسولگری وظایف مرتبط اما متفاوتی دارد.
