با افزودن جزئیات تزئینی، چیزی را از نظر ظاهری زیباترکردن.
مثالهای طبیعی
She embellished the jacket with colorful beads.
او کت را با مهرههای رنگارنگ تزئین کرد.
You could embellish the border with fine gold lines.
میتوانی حاشیه را با خطوط باریک طلایی بیارایی.
The builders embellished the doorway with carved wood.
سازندگان ورودی را با چوب کندهکاریشده آراستند.
نکتهٔ کاربردی
embellish معنایی خاصتر از improve دارد؛ مستلزم افزودن آرایه یا جزئیات بیشتر است.
