معنی ۱neutral · 86%
پنهانی دزدیدن پول یا مالی که دیگری اداره یا نگهداری آن را به شخص سپرده است.
مثالهای طبیعی
An employee allegedly embezzled funds from the charity.
گفته میشود یکی از کارکنان از مؤسسهٔ خیریه اختلاس کرده است.
Prosecutors say the treasurer embezzled thousands of dollars.
دادستانها میگویند خزانهدار هزاران دلار اختلاس کرده است.
Weak oversight can allow managers to embezzle client money.
نظارت ضعیف میتواند به مدیران امکان دهد پول مشتریان را اختلاس کنند.
نکتهٔ کاربردی
Embezzle به سوءاستفاده از دسترسیِ امانی اشاره دارد، نه هر نوع دزدی.
