برداشتن متقلبانهٔ پول یا اموال از سوی کسی که مسئولیت نگهداری یا مدیریت آنها به او سپرده شده است.
مثالهای طبیعی
Auditors discovered evidence of embezzlement in the charity’s accounts.
حسابرسان در حسابهای مؤسسهٔ خیریه شواهدی از اختلاس پیدا کردند.
The treasurer was charged with embezzlement last week.
هفتهٔ گذشته علیه خزانهدار به اتهام اختلاس اعلام جرم شد.
Regular oversight can help prevent embezzlement of donated funds.
نظارت منظم میتواند به پیشگیری از اختلاس کمکهای مالی کمک کند.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف دزدی معمولی، اختلاس مستلزم آن است که شخص از ابتدا به اموال دسترسی قانونی یا مسئولیت نگهداری آنها را داشته باشد.
