معنی ۱neutral · 85%
کسی که پول یا اموالی را میدزدد که برای نگهداری یا مدیریت به او اعتماد شده است.
مثالهای طبیعی
The court sentenced the embezzler to three years in prison.
دادگاه اختلاسگر را به سه سال زندان محکوم کرد.
Investigators identified an embezzler in the finance department.
بازرسان یک اختلاسگر را در بخش مالی شناسایی کردند.
Several embezzlers had used fake invoices to hide theft.
چند اختلاسگر برای پنهانکردن سرقت از فاکتورهای جعلی استفاده کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
embezzler نام شخص است و embezzlement نام جرم؛ پیش از احراز اتهام نباید فرد را بهطور قطعی مجرم معرفی کرد.
