تزیین کردن پارچه با دوختن طرحهایی از نخهای رنگی روی آن.
مثالهای طبیعی
Students learned to embroider flowers onto cotton bags.
دانشآموزان یاد گرفتند گلها را روی کیسههای نخی گلدوزی کنند.
My grandmother embroidered my initials on the towel.
مادربزرگم حروف اول نام مرا روی حوله گلدوزی کرد.
Could you embroider this name on the apron?
میتوانید این نام را روی پیشبند گلدوزی کنید؟
نکتهٔ کاربردی
embroider به دوخت تزیینی اشاره دارد؛ sew فعل عامتری برای دوختن و به هم متصل کردن پارچه است.
