طرحهای تزیینی دوختهشده با نخ روی پارچه یا هنر ساختن این طرحها.
مثالهای طبیعی
She started learning embroidery during the winter holidays.
او در تعطیلات زمستانی یادگیری گلدوزی را شروع کرد.
The embroidery on this jacket was sewn by hand.
گلدوزی روی این کت با دست دوخته شده است.
Fine embroidery requires patience and steady hands.
گلدوزی ظریف به صبر و دستهای ثابت نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی به هنر گلدوزی بهطور کلی اشاره میکنید، embroidery را بدون حرف تعریف به کار ببرید.
