معنی ۱formal · 90%
اصلاح خطاهای متن مکتوب، بهویژه هنگام آمادهسازی نسخهای دقیق
مثالهای طبیعی
The editor emended the damaged passage using an earlier copy.
ویراستار با استفاده از نسخهای قدیمیتر بخش آسیبدیده را تصحیح کرد.
I would emend the sentence to remove that ambiguity.
من جمله را برای برطرف کردن آن ابهام تصحیح میکردم.
Scholars have emended several lines in the medieval manuscript.
پژوهشگران چند سطر از دستنوشتهٔ قرون وسطایی را تصحیح کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
emend بیشتر در ویرایش دقیق متن و تصحیح نسخهها به کار میرود.
