معنی ۱neutral · 85%
بازنشسته از یک سمت حرفهای، همراه با اجازهٔ حفظ افتخاری عنوان آن سمت.
مثالهای طبیعی
Professor Lee is now professor emeritus at the university.
پروفسور لی اکنون در این دانشگاه استاد ممتاز بازنشسته است.
An emeritus professor contributed to the new study.
یک استاد افتخاریِ بازنشسته در پژوهش تازه مشارکت کرد.
The speaker was the department’s chair emeritus.
سخنران، رئیس سابق گروه بود که عنوان افتخاری ریاست را حفظ کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
emeritus عنوانی افتخاری است، نه مترادف هر کارمند بازنشسته؛ معمولاً به سمت حرفهای برجستهای پیوند دارد.
