با تأکید و صراحت فراوان بیانشده، بهگونهای که اعتقاد راسخ گوینده را نشان دهد.
مثالهای طبیعی
The spokesperson issued an emphatic denial of the allegations.
سخنگو اتهامهای مطرحشده را قاطعانه رد کرد.
Her answer was emphatic: the deadline would not move.
پاسخ او قاطع بود: مهلت تعیینشده تغییر نمیکرد.
He became more emphatic when discussing school safety.
وقتی از ایمنی مدارس صحبت میکرد، لحنش قاطعتر میشد.
نکتهٔ کاربردی
emphatic از clear قویتر است؛ افزون بر روشنی بیان، بر تأکید عمدی، یقین یا اصرار دلالت میکند.
