معنی ۱formal · 87%
در حال کار بودن برای شخص یا سازمانی مشخص
مثالهای طبیعی
She remained in the employ of the university for decades.
او چند دهه در استخدام دانشگاه ماند.
Three gardeners were once in her employ.
زمانی سه باغبان برای او کار میکردند.
Everyone in their employ received a new contract.
تمام کارکنان آنها قرارداد تازهای دریافت کردند.
نکتهٔ کاربردی
employ معمولاً فعل است؛ در مقام اسم بیشتر در عبارتهای رسمی مانند in her employ میآید. در گفتار روزمره work for her طبیعیتر است.
