فروشگاهی بزرگ با تنوعِ فراوانِ کالاها، غالباً با جلوهای شاخص یا چشمگیر.
مثالهای طبیعی
The old warehouse became an emporium of vintage furniture.
انبارِ قدیمی به فروشگاهی بزرگ برای مبلمانِ قدیمی و کلاسیک تبدیل شد.
Visitors wandered through the sprawling craft emporium.
بازدیدکنندگان در فروشگاهِ پهناورِ صنایعِ دستی گشت میزدند.
Her small bookshop grew into a bustling emporium.
کتابفروشیِ کوچکِ او به فروشگاهی پرجنبوجوش و بزرگ تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه میتواند مجلل، بازیگوشانه یا قدیمی به گوش برسد؛ بر تنوعِ محصولات تأکید دارد، نه یک مغازهٔ کوچکِ تخصصی.
