معنی ۱neutral · 85%
اردوگاهی موقت که از چادرها یا سرپناههای ساده و موقتی تشکیل شده باشد.
مثالهای طبیعی
Researchers found traces of a Roman encampment near the fort.
پژوهشگران آثار یک اردوگاه رومی را نزدیک دژ پیدا کردند.
Several encampments appeared along the road after the evacuation.
پس از تخلیهٔ منطقه، چند اردوگاه موقت در امتداد جاده برپا شد.
The encampment had limited access to clean drinking water.
این اردوگاه دسترسی محدودی به آب آشامیدنی پاک داشت.
نکتهٔ کاربردی
encampment خودِ محل اردوگاه است؛ camping به فعالیت کلیِ چادرزدن و اقامت در طبیعت اشاره دارد.
