enchant
C1اسم/US /ɛntʃˈænt/ ĕnch-ĂNT; UK /ɛntʃˈænt/ ĕnch-ĂNT/
بدام عشق انداختن، جادو کردن، مسحور کردن
JadoLearn Dictionary
معنی enchant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بدام عشق انداختن، جادو کردن، مسحور کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
افسونکردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.