معنی ۱neutral · 86%
در بر گرفتن کامل کسی یا چیزی از همه طرف، اغلب بهشکل دایره.
مثالهای طبیعی
A stone wall encircles the old garden.
دیواری سنگی دور باغ قدیمی را گرفته است.
The lake is encircled by steep hills.
دریاچه را تپههای پرشیب احاطه کردهاند.
The soldiers encircled the town before dawn.
سربازان پیش از سپیدهدم شهر را محاصره کردند.
نکتهٔ کاربردی
encircle به معنی دور چیزی را گرفتن است؛ لزوماً شکل کاملاً گرد نمیسازد و معمولاً مفعول مستقیم دارد.
