دور تا دور یک محدوده مانع یا مرز ایجاد کردن.
مثالهای طبیعی
They enclosed the garden with a wooden fence.
دور باغ حصاری چوبی کشیدند.
A low wall encloses the playground.
دیواری کوتاه زمین بازی را محصور کرده است.
The courtyard is enclosed by tall stone buildings.
حیاط را ساختمانهای سنگی بلند احاطه کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
enclose اغلب در ساخت مجهول دیده میشود: a field is enclosed by fencing.
