محدودهای که با حصار، دیوار یا مانع دیگری محصور شده است.
مثالهای طبیعی
The rescued fox lives in a large enclosure.
روباه نجاتیافته در محوطهٔ محصور بزرگی زندگی میکند.
Workers repaired the enclosure before moving the sheep.
کارگران پیش از جابهجایی گوسفندان، حصار محوطه را تعمیر کردند.
Several deer rested inside the shaded enclosure.
چند گوزن درون محوطهٔ سایهدارِ محصور استراحت میکردند.
نکتهٔ کاربردی
enclosure خودِ فضای محصور است، نه لزوماً فقط حصار دور آن.
