encompass
C1اسم/US /ɛnkˈʌmpəs/ ĕnk-ŬMP-əs; UK /ɛnkˈʌmpəs/ ĕnk-ŬMP-əs/
شامل بودن
JadoLearn Dictionary
معنی encompass به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شامل بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چینهکشیدن
احاطه شدن، احاطه کردن، محاصره کردن
گنجاندن، مشمول کردن، متضمنبودن
سرمایه گذاری کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.