معنی ۱neutral · 90%
با دادن اعتمادبهنفس یا حمایت، کسی را به انجام کاری ترغیب کردن
مثالهای طبیعی
Teachers encourage students to ask questions.
معلمان دانشآموزان را به سؤال پرسیدن تشویق میکنند.
The crowd encouraged the team throughout the match.
تماشاگران در تمام طول مسابقه تیم را تشویق کردند.
Her parents encouraged her to apply.
والدینش او را تشویق کردند که درخواست بدهد.
نکتهٔ کاربردی
از الگوی `encourage + person + to + base verb` استفاده میشود.

