معنی ۱neutral · 88%
شخصی که به دیگران اعتمادبهنفس و انگیزهٔ ادامه دادن میدهد
مثالهای طبیعی
My history teacher was a constant encourager throughout school.
معلم تاریخم در تمام سالهای مدرسه پیوسته مشوق من بود.
Every new volunteer needs an encourager during training.
هر داوطلب تازهکاری در طول آموزش به فردی دلگرمکننده نیاز دارد.
Good encouragers celebrate effort as well as success.
مشوقان خوب تلاش را هم مانند موفقیت تحسین میکنند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه به فرد مشوق اشاره میکند، نه خودِ عمل تشویق.
