پیشروی یا ورود تدریجی به زمین یا فضای متعلق به شخص دیگر.
مثالهای طبیعی
The neighbor challenged an encroachment onto her property.
همسایه به تجاوز به محدودهٔ ملکش اعتراض کرد.
Urban encroachment threatens the remaining woodland.
گسترش شهر به عرصههای طبیعی، جنگلزار باقیمانده را تهدید میکند.
The survey revealed encroachments along the shared fence.
نقشهبرداری چند مورد تجاوز به حریم را در امتداد حصار مشترک آشکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای ملک از encroachment on یا encroachment onto استفاده کنید؛ این واژه معمولاً عبور ناخواسته از مرز را میرساند.
