شخص، جانور یا چیزی را در معرض آسیب یا از دست رفتن قرار دادن
مثالهای طبیعی
Speeding endangers pedestrians near the school.
سرعت غیرمجاز جان عابران نزدیک مدرسه را به خطر میاندازد.
Pollution has endangered several local fish species.
آلودگی چند گونهٔ ماهی بومی را به خطر انداخته است.
A further delay could endanger the entire project.
تأخیر بیشتر ممکن است کل پروژه را به خطر بیندازد.
نکتهٔ کاربردی
endanger مفعول مستقیم میگیرد: endanger lives یا endanger a plan. پیش از مفعول حرف اضافهٔ to اضافه نکنید.
