تلاشی جدی برای رسیدن به هدفی، بهویژه هدفی دشوار.
مثالهای طبیعی
Developing the vaccine was a remarkable endeavor.
ساخت آن واکسن تلاشی چشمگیر بود.
Their latest endeavor supports rural schools.
تلاش تازهٔ آنها به مدارس روستایی کمک میکند.
Not every business endeavor succeeds immediately.
هر فعالیت تجاریِ بلندپروازانهای فوراً موفق نمیشود.
نکتهٔ کاربردی
Endeavor بهعنوان اسم معمولاً به تلاش یا طرحی جدی اشاره دارد؛ شکل فعلی آن کاربرد دستوری جداگانهای دارد.
