تلاش یا اقدام جدی و مستمری که با هدف دستیابی به چیزی انجام میشود
مثالهای طبیعی
The project became a collaborative endeavour across three institutions.
این پروژه به تلاشی مشترک میان سه مؤسسه تبدیل شد.
Scientific endeavour depends on transparent methods.
تلاش علمی به روشهای شفاف وابسته است.
Their endeavours eventually secured funding for the archive.
تلاشهای آنها سرانجام بودجهٔ لازم برای آرشیو را تأمین کرد.
نکتهٔ کاربردی
`An endeavour` به یک پروژه یا تلاش مشخص اشاره دارد؛ `scientific/human endeavour` تلاش را بهعنوان فعالیت یا حوزهای کلی بیان میکند.
