معنی ۱neutral · 95%
بخش پایانی یک داستان، فیلم یا توالی دیگر
مثالهای طبیعی
The film had a surprising ending.
فیلم پایان غافلگیرکنندهای داشت.
I did not understand the ending of the book.
من پایان کتاب را متوجه نشدم.
Students wrote different endings for the story.
دانشآموزان پایانهای متفاوتی برای داستان نوشتند.
نکتهٔ کاربردی
ending بهطور خاص بر بخش نهایی یک داستان یا فیلم تأکید دارد.
ترکیبهای رایج
— پایانی که رویدادها در آن نتیجهٔ مثبتی دارند

