رسم یا انتظاری که بر اساس آن فرد با شخصی از همان گروه اجتماعی، قومی یا دینی خود ازدواج میکند.
مثالهای طبیعی
Endogamy remained common in the isolated mountain community.
درونهمسری در جامعهٔ کوهستانیِ دورافتاده همچنان رایج بود.
Her grandparents still favour endogamy within their faith.
پدربزرگ و مادربزرگ او هنوز ازدواج درونِ گروه دینی خود را ترجیح میدهند.
Researchers examined how endogamy affects family networks.
پژوهشگران بررسی کردند که درونهمسری چگونه بر شبکههای خانوادگی تأثیر میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
درونهمسری به مرزهای گروهی مربوط است؛ لزوماً به معنی ازدواج با خویشاوندان نزدیک نیست. این دو مفهوم را نباید یکی دانست.
