معنی ۱formal · 89%
بهطور عمومی یا رسمی از یک شخص، پیشنهاد یا موضع حمایت یا آن را تأیید کردن
مثالهای طبیعی
Several unions endorsed the candidate before the election.
چند اتحادیه پیش از انتخابات از نامزد حمایت کردند.
The board unanimously endorsed the revised strategy.
هیئتمدیره بهاتفاق آرا راهبرد بازنگریشده را تأیید کرد.
The recommendations were endorsed by leading researchers.
پژوهشگران برجسته از این توصیهها حمایت کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Endorse` از صرفاً `agree with` قویتر و معمولاً عمومیتر یا رسمیتر است.
