معنی ۱formal · 89%
حمایت عمومی یا رسمی از یک شخص، پیشنهاد، محصول یا موضع
مثالهای طبیعی
The proposal won endorsement from several professional bodies.
این پیشنهاد حمایت چند نهاد حرفهای را به دست آورد.
Her endorsement increased the candidate's visibility.
حمایت او باعث شد نامزد بیشتر دیده شود.
Celebrity endorsements can influence consumer trust.
حمایت چهرههای مشهور میتواند بر اعتماد مصرفکننده اثر بگذارد.
نکتهٔ کاربردی
برای حامی از `endorsement from/by` و برای چیزی که حمایت میشود از `endorsement of` استفاده کنید.
