معنی ۱neutral · 85%
شخصی که حمایت خود از محصول، فکر یا شخص دیگری را آشکارا ابراز میکند.
مثالهای طبیعی
The athlete became an endorser of the new shoes.
آن ورزشکار به چهرهٔ تبلیغکنندهٔ کفشهای جدید تبدیل شد.
Several prominent endorsers appeared at the campaign launch.
چند حامی سرشناس در مراسم آغاز کارزار حضور یافتند.
An influential endorser can attract new donors.
یک حامی بانفوذ میتواند اهداکنندگان تازهای جذب کند.
نکتهٔ کاربردی
endorser آشکارا از چیزی پشتیبانی میکند؛ sponsor اغلب منابع مالی فراهم میکند و لزوماً همین نقش را ندارد.
