معنی ۱neutral · 88%
شخص، گروه یا کشوری که با طرف دیگر دشمنی شدیدی دارد
مثالهای طبیعی
The two countries were once enemies.
این دو کشور زمانی دشمن یکدیگر بودند.
He discovered that his enemy was nearby.
او متوجه شد که دشمنش در همان نزدیکی بود.
The army moved towards enemy positions.
ارتش به سمت مواضع دشمن پیشروی کرد.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع انگلیسی این واژه `enemies` است.
ترکیبهای رایج
— نیروهای نظامیِ طرف مقابل

