معنی ۱neutral · 86%
سرشار از انرژی و آمادهٔ حرکت یا انجام کار.
مثالهای طبیعی
Our puppy is energetic in the morning.
تولهسگمان صبحها پرانرژی است.
She led an energetic dance class.
او کلاس رقص پرانرژیای برگزار کرد.
He seems more energetic after his holiday.
او پس از تعطیلاتش پرانرژیتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
Energetic صفت است و پس از be میآید؛ مقایسهٔ آن more energetic است.
ترکیبهای رایج
— کودک پرانرژی
