engage
B1اسم/US /ɛnɡˈeɪdʒ/ ĕng-ĀJ; UK /ɛnɡˈeɪdʒ/ ĕng-ĀJ/
گیر دادن، درهم انداختن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
engage یعنی گیر دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گیر دادن، درهم انداختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.