معنی ۱neutral · 90%
کندهکاری کردن واژهها، خطها یا طرح روی سطحی سخت
مثالهای طبیعی
The jeweler engraved her initials on the bracelet.
جواهرساز حرفهای اول نام او را روی دستبند حک کرد.
Names were engraved into the stone years ago.
نامها سالها پیش در سنگ حک شده بودند.
They engrave each winner’s name on the trophy.
آنها نام هر برنده را روی جام حک میکنند.
نکتهٔ کاربردی
میتوان گفت engrave a name on a ring یا engrave a ring with a name. نوشتهٔ حکشده در ماده کنده میشود، اما نوشتهٔ چاپی روی سطح قرار میگیرد.
