تزیینشده یا علامتگذاریشده با نوشته یا طرحی که روی سطح سخت حک شده است.
مثالهای طبیعی
She wore an engraved pendant bearing her father’s initials.
او گردنبندآویزی حکاکیشده با حروف اول نام پدرش به گردن داشت.
The trophy was engraved with the winner’s name.
نام برنده روی جام حک شده بود.
Visitors admired the finely engraved wooden doors.
بازدیدکنندگان درهای چوبی را که با ظرافت حکاکی شده بودند تحسین کردند.
نکتهٔ کاربردی
engraved نتیجهٔ کار روی سطح را توصیف میکند؛ engraving عمل حکاکی یا طرح حکشده است. برای محل نوشته engraved on و برای خود نوشته یا طرح engraved with به کار میرود.
