معنی ۱neutral · 89%
بزرگتر کردن چیزی از نظر اندازه یا بزرگتر شدن آن
مثالهای طبیعی
The owners enlarged the kitchen by removing a wall.
مالکان با برداشتن یک دیوار آشپزخانه را بزرگ کردند.
Could you enlarge the text for me?
میشود نوشته را برایم بزرگتر کنی؟
The hole enlarged as the rain washed away more soil.
با شسته شدن خاک بیشتر توسط باران، حفره بزرگتر شد.
نکتهٔ کاربردی
میتوانید عکس یا اتاقی را enlarge کنید یا بگویید چیزی enlarged شد. دربارهٔ گسترش گروه یا کسبوکار، expand معمولاً طبیعیتر است.
