با دادن اطلاعات یا بینشی سودمند، به کسی کمککردن تا موضوعی را بهتر بفهمد.
مثالهای طبیعی
The lecture enlightened us about the risks of pollution.
این سخنرانی ما را دربارهٔ خطرهای آلودگی آگاهتر کرد.
Could you enlighten me on the new procedure?
میتوانی دربارهٔ روش جدید به من توضیح بدهی تا بهتر بفهمم؟
Visitors were enlightened by the guide’s detailed explanations.
توضیحهای دقیق راهنما باعث شد بازدیدکنندگان بینش بیشتری پیدا کنند.
نکتهٔ کاربردی
enlighten از inform رساتر است؛ معمولاً به بهبود فهم اشاره دارد، نه فقط دریافت یک خبر یا دادهٔ ساده.
