پیوستن رسمی به نیروهای مسلح، معمولاً از طریق توافق یا قرارداد.
مثالهای طبیعی
Enlistment in the navy requires a medical assessment.
برای پیوستن به نیروی دریایی، ارزیابی پزشکی لازم است.
Her enlistment surprised friends who expected her to study abroad.
پیوستن او به ارتش دوستانش را که انتظار داشتند در خارج تحصیل کند غافلگیر کرد.
Voluntary enlistment increased after the invasion.
پس از تهاجم نظامی، تعداد داوطلبان پیوستن به نیروهای مسلح افزایش یافت.
نکتهٔ کاربردی
enlistment عمل پیوستن به نیروهای مسلح است؛ conscription خدمت اجباریای است که قانون تحمیل میکند.
